خرید بک لینک

شهریور که یادگار کودکی من است همانی که دست تابستان داغ را در دست پاییز می گذارد

همانی که به دل های خسته از گرمای تابستان نوید خنکی می دهد خواه ناخواه در کوله بارش سوغاتی پاییزی دارد

شهریور با خوشه های زرد و نارنجی

بادهای گرم و خنک

برگ های سبز و خشک

همانی که وقتی محصل بودیم با امدنش دلهره شیرین مدرسه داشتیم

همانی که خواهر بزرگم خریداریهای مدرسه را انجام می داد الان که عصر تابستان شهریوری است سایه در حیاط افتاده و افتاب از بلندی دیوار به خانه نگاه می کند

یادم می اورد

جده عزیزم با نگاه مهربانش با چشمان درشت و زیبایش برایم کیف و روپوش می خریداری کیف مشکی با خوشه های زرد گندم گلدوزی شده که هیچ چیزی قشنگ تر از ان نبود

کاش بودی بدون تو حتی شهریور هم به دل نمی نشیند

کاش بودی تا مهربانی محض بی شرط وشروط را دوباره حس می کردم

برچسب: نویسنده: آرمان جعفری‌نژاد تاريخ: سه شنبه 10 شهريور 1405 ساعت: 21:50

صفحه بندی