نمی دانم زود شده یا دیر نمی دانم زمان حرکت می کند یا نه نمی دانم گذشته و اینده چه معنای های دیکری دارد نمی دانم عارفان و فیلسوفان چه می گویند اما می دانم او مدت زیادی است به خانه نیامده است من دیگر صدای کلیدش که در قفل در می چرخد را نمی شنوم او مدت زیادی است سر سفره ننشسته است مدت زیادی با هم چای نخورده ایم مدت زیادی است با پاکت های میوه در دست به خانه نیامده مدت زیادی است رانندگی نکرده است و با هم سفر نرفته ایم زمان تبهکار است پدر کشتگی ها کرده پدر من از
برچسب:
نویسنده: آرمان جعفرینژاد